تبليغاتX
DoNya MiGzaRe Che Bekhay Che Nakhay

DoNya MiGzaRe Che Bekhay Che Nakhay

شب خالیه از سیاهی اما روز پر از سیاهیه شب رو دوست دارم چون میشه صداقت رو درش دید میشه بهش اطمینان کرد و بهش تکیه کرد آره شب خوبه خیلی خوبه شب هارو خیلی دوست دارم

.

.

.

.

.

.

به شب اطمینان کن . اون همیشه باهاته و مثل بقیه تنهات نمیذاره

 

نوشته شده در یکشنبه 15 آذر1388ساعت 1:7 AM توسط MSA| |

 

مردی هر روز در بازار گدایی می‌کرد و مردم هم حماقت او را دست می‌انداختند. دو سکه به اونشان می‌دادند که یکی از طلا بود و یکی از نقره.اما مرد گدا همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد.این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد می‌آمدند  و دو سکه به او نشان می‌دادند و مرد گدا همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد.تا اینکه مرد مهربانی از راه رسید و از اینکه مرد گدا را آنطور دست می‌انداختند٬ ناراحت شد.  درگوشه میدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند٬ سکه طلا را بردار. مرد پاسخ داد: حق با شماست٬ اما اگر سکه طلا را بردارم٬ دیگر مردم  به من پول نمی‌دهند تا ثابت کنند که من از آنها احمق‌ترم. شما نمی‌دانید تا حالا با این کلک چقدر پول گیر آورده‌ام

 اگر کاری که می‌کنی٬ هوشمندانه باشد٬ هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند ...

نوشته شده در دوشنبه 15 بهمن1386ساعت 3:15 PM توسط MSA| |

Design By : Night Melody